از درخت تنومند کُرنش مخواه….که تعظیم و شکست آن یکیست

 Do the best u can,u might not get another chance.

148665503_cf21216ecd_m.jpg

830 هزار دلار پول وکیل دادیم،2/1 میلیون دلار سر سربازِهخامنشی را نخریدیم.

میگن؛برای خوندن شکسپیر بیست هزارلغت ضروری باید بلد باشی….به بحران رسیدم.

1070818670_36f305cc99_m.jpg

خدا بگم چیکارت نکنه….«برو با دل بیا تا من بگردم»…..حس میکنم این همه مدت که وبلاگ نوشتم الکی بوده.

When will the medication start to work?

بیا اینبار پشت به هم بایستیم  
و بی بهانه برای آمدن باران دعا كنیم
چمدانهای دیروزمان را
جلوی اولین خانه ای كه گمان كردیم بی خاطره است جا بگذاریم
و دستهایمان را هم در اولین نسیم رها كنیم
تن هایمان را با آغاز آشنا و
نگاههایمان را با تبسم همراه .
دیگرنه من زخمی برخیالت می زنم
نه تو تلنگری به نگاهم !
آنوقت
من لبخند می زنم و تو
آرام می شوی
فال حافظ می گیرم و تو
آرام می شوی
فروغ زمزمه می كنم و تو
آرام می شوی
دلتنگ می شوم و تو
آرام می شوی
و من
مبهوت اینهمه آرامش
از نو دلتنگت می شوم
ستاره ها را دسته دسته برایت شعر می كنم
و تو تمام رویاهای مرا
در آغوش می گیری
و باز من از نو دلتنگت می شوم .
سربه سرم نگذار كه طاقت
اینهمه آرامش نگاهت و دلتنگ بودنت را
ندارم .
نه !
اینبار
چوب حراج به دلتنگی هایم نمی زنم
تنها اگر رو برگردانم
تمامی ماهی های سرخ را در نگاهت می بینم
آنوقت
عاشق می شوم …
ستاره ها گواهند…..ستاره ها گواهند…..ستاره ها کورند.

bis-print-i10037760.jpg

حالم به هم خورد؛وقتی دیدم بغل دستیم با دیدن اون آدم معلول و عقب مونده،خدارو شکر کرد از اینکه سالمه.

2n9dlbk.jpg

مرد ایرانی خودشو بهترین میدونه

من میگم حالا بسوزم یا که با غصه بسازم
تو میگی فرقی نداره من که چیزی نمی بازم
من میگم اینجارو باختی عمری که رفته نمیاد
تو میگی قصه همین بود تو یه برگی توی این باد

aperitif-7000-clams-colt-giclee-print-i12908226.jpg

آدم روح و ذهنش به درد میاد وقتی میبینه و میخونه؛درمملکتی که به اسم عدل علی و حکومت اسلامی داره اداره میشه،یک دانشجوی دخترفارغ التحصیل پزشکی که برای گذروندن مدت کوتاهی از«طرح بدون منطق دوره پزشکی»،به شهر همدان رفته بوده بدست ضابطین امر به معروف و نهی از منکر بسیجی دستگیر بشه و بعد از اینکه روز جای خودشو به شب میده همین انسانهای کثیف بسیجی بهش تجاوز کنن و بعد از ساعتی دخترک بیچاره با وسیله ای که دم دستش بوده خودکشی کنه………و خبر مرگشو به همین راحتی به خانواده اش بدن…..دوست دارم کثیفترین و زشترین الفاظو به تمام جزء جزء این حکومت لعنتی بدم.باید برای ایران گریه کرد……..باید به خودمون لعنت بدیم.

حالا که آسمون،اشک خودشوازکویردریغ میکنه
حالا که مهتاب هم تا ته کوچه های باریک رسوخ نمیکنه
حالا که بهارهم گلها رو داد دست خزان
حالا که مرگ هم به دیدگان عاطفه اهمیتی نمیده
اگر قرارباشه مهربونی وصداقت وایثاروازطبیعت یاد بگیریم،من حتما میرم سراغ کویروآسمان.

a450bead-12c4-443f-9165-f6eb20d76762.jpg

خدایا،تو که اون بالا نشستی و داری پائینو نگاه میکنی….به من بگو ببینم؛فردا که اول آبانِ،برم برای انتخاب واحد یا فعلا نرم….اگه اینو بهم بگی منم بهت میگم از این پائین اون بالا چه شکلیه.
در ضمن فردا قراره«پدر»برای همیشه بره…..مثل خودم لجبازه….خداحافظ حامد.

norman-rockwell-before-the-shot-poster-card-i10231142.jpg

روی خط شب..منو یک نگاه
حرف ناتموم..راه نیمه راه
توی فکرتو..منو جاده ها
یاد قصه‌ها..یاد بوسه‌ها

hatman.jpg

زیرچترعشق..آرزو تویی
پشت سر تویی..روبرو تویی
حرف اولی..مثل یک سلام
بغض آخری..تو غم صدا

يه نفر خيري نديده از حالا
پس پناه ميبره به گذشته هاش
يكي ام شاعره تا خسته ميشه
زود ميره سراغ ِ دست نوشته هاش
يه نفر داغ ِ دلش تازه شده
دلخوشيش يه عكس ِ يادگاريه

tekrar-mishe.jpg

تو همونی که میتونی
با اون چشات دل منو ببری
جونی عمری دردی عشقی
یه وقت از پیشم نری
تو که خوبی بی غروبی
تو که پاکی مثل دریا
تو که نازی دلنوازی
Please turn up
توی روزگاری که دل واسه شکستنه
قیمت طلای دل قد سنگ و آهنه
بین اینهمه غریبه یه نفر مثل تو میشه
آشنایی که تو قلبم میمونه واسه همیشه
Let’s get together sometimes…Mahdiyeh

the-notebook-poster-i12055193.jpg

زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق ميافتد، در حالى که تو سرگرم برنامه ريزيهاى ديگرى هستى. جان لنون

back-where-you-belong-print-i10071847.jpg

میان آدمیان چیزی نیست…
جز…
دیوارهایی که خود ساخته اند..
جهان را…….

دعای روز27مهر:
خدایا بار الهیٰ،تعداد راننده تاکسیهای فامیل ما را زیاد بگردان.
«هم اکنون نیازمند کارت سوختتان هســـــــــــــــــــــــــتم»

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی؟
چه ازین به ارمغانی که تو خویشتن بیایی؟
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
شب و روز در خیالی و ، ندانمت کجایی
دل خویش را بگفتم – چو تو دوست می گرفتم
نه عجب که خوبرویان بکنند بی وفایی
تو جفای خود بکردی و نه من نمیتوانم
که جفا کنم ، ولیکن نه تو لایق جفایی
چه کنند اگر تحمل نکنند زیر دستان ؟
تو هر آن ستم که خواهی بکنی ، که پادشاهی
سخنی که با تو دارم ، به نسیم صبح گفتم
دگری نمی شناسم ، تو ببر که آشنایی
من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت
برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی
تو که گفته ای تامل نکنم جمال خوبان
بکنی ، اگر چو سعدی نظری بیازمایی
در چشم بامدادان به بهشت بر بر گشودن
نه چنان لطیف باشد که به دوست بر گشایی

first-kiss-poster-i11737646.jpg

آره بچه های کوچولو……….
یه روزی یه خانمی بود به اسم خانم خیر اندیش…
یه روز این خانمه………………………………….رفت

kindred-spirits-print-i10011335.jpg

تمام مسیرها به طرف مشترک مورد نظر مسدود میباشد….
هنــــــــــوزمشترک مورد نظر خاموش نیست….
خاموش شد.

behzad.jpg

حتماً یک روزی فرد بزرگی خواهم شد…………اونوقت

وقتی می بینی یه چیز سبزازآسمون میاد پائین یعنی چی؟

پائیز فصل شکار

«خداوند مرده است»
زاهدی که عمری با وسوسه‌های لذت جنگیده بود،ناامید مویه کنان گفت:همه زهدم هدررفت،چه کسی پاداشم را می دهد.مسیحی مومنی از مردم به غاری دور فرارمیکرد وفریاد میزد:بشرملعون است،اول پسرش را کُشتند…حالا خودش را کُشتند.
گناهکار شرمنده ای درخفا تلخ می گریست:ازمن ناراضی رفت.
پوچگرایی ازموقعیت استفاده کرد:اگر جهان تاکنون پوچ نبود،منبعد که خواهد بود.
تاریخ نویسی گفت:خدا کُشی رسم دیرینه بشراست،خدایان یونان،خدایان روم،خدایان هند،همه به دست بشر کُشته شدند.
دانشمندی پاسخ داد:اما بشر همواره خدایان بهتری هم ساخته،باید خدای نویی بسازیم.
نیچه پیامبر دروغ گوی ما بود.

حاج آقا فتوحی؛
شیخ صنعان پیرعهد خویش بود….در کمالش هر چه گویم بیش بود
شیخ بود اندر حرم پنجاه سال……با مریدی چارصد صاحب کمال
…….
از قضا دیدند عالی منظری…بر سر منظر نشسته دختری
دختر ترسای روحانی صفت…در ره روح اللهش صد معرفت
……
دختر ترسا چوبرقع برگرفت….بند بند شیخ را آذر گرفت
هر چه بودش سربسر نابود شد….زآتش سودا دلش پر دود شد
عشق دختر کرد غارت جان او….ریخت کفراززلف بر ایمان او
…….
خوندن داستان شیخ صنعان و داستان حاج آقا فتوحی از زبان عطار یه چیز دیگه است

اسب…ها…بله.بعضی روحها مثل اسب‌اند.هراسبی نقطه تحریکی دارد؛گاه اسبی با خشنترین تازیانه ها اخم به ابرو نمیآورد،اگر نیشتری هم به پهلویش فرو کنی حس نمیکند،حس که میکند…اما تکان نمیخورد،مثل اینکه حس نکرده.اما همین حیوان یک یا چند نقطه تحریک دارد….بیخ گوش..گردن…پشتش…سینه‌اش…با کوچکترین اشاره نوک انگشت،ناگهان رم میکند…پر میگشاید و پرواز میکند.

«توپ تانک بسيجي، ديگر اثر ندارد»، «حکومت حيا کن دانشگاه رو رها کن»، «دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد»، «شکنجه دانشجو، محکوم است محکوم است»، «حکومت زور نمي خوايم، پليس مزدور نمي خوايم»، «دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد»، «محمود احمدي نژاد، عامل تبعيض و فساد»

حتما باید به داشتن همچین پدری افتخار کنم

خسته ازمکالمات بی حاصل..خسته ازاثباتهای بی حاصل..خسته ازلحظه های زودگذر..خسته ازاضطرابهای بی حاصل..به طرزوحشتناکی حس نیستی میکنم.حوصله آپ کردن ندارم……….خسته ام.

پانزدهم مهرهم تموم شد…خانم دکتر شرمنده…الکی روی من حساب کردین

بارون  

حتما اگه برای آدرس ایمیل پرازگلایه ام آدرسی داشتم اینجا نمی نوشتم که شب بدیه…خیلی بد.

حالا که هیچ بادی نمیاد…نمیدونم باید بادبادکمو جمع کنم یا شروع کنم به دویدن.

چون در دل تو گل گذرد گل باشی
                           ور بــــلبــــل بیقرار بلبــــــل باشی
تو جزئی و حق کل است اگر روزی چند
                  اندیشه کــــل پیشه کنی کـــــــل باشی

دربرشیخی سگــی می شد پلیـــد…..شیخ زان سگ هیــــچ دامــن در نچید
سائلی گفت ای بزرگ پاکــــباز….چون نکردی زیــــن ســگ آخر احتراز
گفت این سگ ظــــــاهری دارد پلید…هست آن در باطــــن من نـــاپدید
آنچه او را هست در ظـــاهر عیـــــــان….این گدا را هست در باطن نهـــــان
چون درون من چو بیرون سگست…چون گریزم زو که با من هم تک است
ور پلیدی درونت اندکـــی است…صد نجس بینش که این قلت یکــــی است

صدا و سیما چه خوش خدمتی میکنه به احمدی نژاد…
یه چند روزی بود حرص غرورواعتبارازدست رفته خودمون توی امریکارو میخوردم ولی حالا مات ومبهوت موندم توی پررویی و بی عاری اینا…بابا خیلی باحالین.طرف هر چی از دهنش دراومد نثار سمبول و منتخب ما کرد حالا ما برای احمدی نوشابه باز میکنیم.خدایا این حماقتوازما نگیر که اگه بگیری سکته میکنیم.
 

زین دوهزاران من وما ای عجبا من چه منم
گوش بده عربده را دست منه بر دهنم
چونکه من از دست شدم در ره من شیشه منه
هر چه نهی پا بنهم هر چه بیابم شکنم

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من      وین حرف معما نه تو خوانی ونه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو      چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

کل ماه رمضون یه طرف…..ربنا یه طرف

ایک تانشدئمزگون هاترلارگیدردیک.. سن بانا،اوستومده نه واردی دیه سوراردون..بنده هرسفرینده هاترلامازدیم…شیمدی هاترلیوروووووووووووووووم…نیسه گچمیش اولسون…کاچ گون دوراوروشدایم..آرتیک آقلامام لازیم..

خوبه نه…پیشرفت کردی…حالاغیرازخودت راحت میتونی یکی دیگرم آزار بدی..آدم چقدر باید «….» باشه تا محبتو نبینه….من شدم.

«پینوکیو هم قبل از اینکه آدم بشه خر شد»

هیچکس کم ظرفیت نیست،فقط ممکنه قبل ازما ظرفیتشون توسط کسانی و یا اتفاقاتی پر شده باشه.

_ هو با توام !
_ چیه چی می گی ؟
_ ببین یه دفعه دیگه باهام بد حرف زدی خودت می دونیا ! همچین حالتو می گیرم که ….
_ خفه بینیم بابا …. حرف زیادی نزن !
_ باشه …. !

غیرازخرج خودم،ماهیانه سیصدوهفتاد وپنج هزارتومن قسط خونه،از دانشکده هم که خبری نیست،کارو بار هم که تا بورد نگیری خبری نیست،رفتار همکارها روی اعصاب،بابا که همیشه طلبکار،پایان نامه گیر کرده،کنگره هم که جای خود،مشکل بیماریم یه طرف،دوست و رفیق که رفتن پی کار خودشون،همه اینهارو بزار کنار…..حواست به مهدیه باشه.

میزی برای کار..کاری برای تخت..تختی برای خواب..خوابی برای جان..جانی برای مرگ..مرگی برای یاد..یادی برای سنگ..این بود زندگی.

وما بزرگ شده ایم…حالامیتوانیم اساس و وسائل را بکشنیم…داده وهوار کنیم..جارو جنجال بپا کنیم…میتوانیم به این رفتار خود افتخار کنیم.انسانهایی مثلا روشنفکر و آگاه.تاسف خوردن هم فایده ای ندارد.رفتاری کاملا احمقانه…..حالا کجا باید بالا بیاوریم؟

میگم بابا..چرا هر وقتی که شما..میون کل جبهه‌ها..اسم شلمچه که میاد..چه سرّیه چه رازیه..فوری برافروخته میشی..مثل یه پروانه پر سوخته میشی هر جای عالم که باشی..هر جای عالم که باشی..دوباره ازدستای بسته میخونی..دوباره ازقلب شکسته میخونی…..میگه پسرم نوردلم باغ گلم همه حوصلم..میگه پسرم ای پسرم..نمک نزن..بازم به زخم جگرم..سرتاسرجبهه همش نورتجلی خدا بود بخدا آخر دنیا بود بخدا..کربُبَلا بود بخدا..حضرت زهرای بتول..با اینکه ما نوکرشیم..مادرما بود بخدا..مادرما بود بخدا..اما میونه جبهه‌ها..شلمچه بیشترازهمه گرفته بوی فاطمه..شب حمله همهمه بود..روی لبا زمزمه بود..کِی تو دِلا واهمه بود..دعوا سر سربند یا فاطمه بود…دعوا سر سربند یا فاطمه بود..دعوا سر سربند یا فاطمه بود.. چه سرّیه چه رازیه…

یکی از شرایط سلامت روان،توانایی انطباق با محیط و اتفاقات اطراف است که گویا من سلامت روانم را گم کرده ام

روزهای جهنمی……فکرم درد میکنه

I Kept to myself all this time and i didn’t say A WORD.But,your behaviour was quitr out of line.How wuold u feel if someone did that to u?…I’m fed up.u make me sick to my stomach.Why are u cheeking up on me???I just want to find out what’s wrong with u?!!!!…..I really have to STRANGLE u.

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی

زنی،همین ساعت،همین لحظه،مردش را تا ته،قی میکند.

تو رو خدا یکی یه قرص سر درد بده به من

بارون
همه میگن لطافت بارون
من میگم عشقبازی آسمون

لطف کنی لطف شوم قهر کنی قهر شوم
        با تو خوشم ای صنم لب شکرخوش ذ قنم

یه جاده سخت و پر پیچ و خم
من و تو نشسته روی یه دوچرخه تک نفره
تو فرمونو گرفتی…منم رکاب میزنم
دستام روی شونه های تو
اینجوری هم من آسمونو تماشا میکنم
هم تو خسته نمیشی از رکاب زدن

پ.ن عکس هیچ ربطی به موضوع نداره

چسبندگی من به تو به صفرو یک های دیجیتالی نیست که با ننوشتن کم شود.
پهنای باند موجود،از پهنای بهترین خطوط ای دی اس ال هم گذشته.

                     منو درگیر خودت کن
 با من غریبگی نکن
                     با من که درگیر توام


_Well,don’t look at me,PLz… Are u trying to make me feel better or worse?
_Gabs about that,gabs gabs.I’m tired of your complaints.
_I got hutr.but i’ll get over it.trust me.
_you’ve got to learn to relax.
_Ok…that’s life…there’s no NEED to got so ANNOyeD.
_Be a good boy.
_Ok 😀

سحرم کشیده خنجر که “چرا شبت نکشته است؟”
                        تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری

چرا وقتی قراره ساعت 5صبح اینجا برسین من نباید حداقل از ساعت 12 تا 4 بخوابم؟

من اینجا بیمار و مریض افتادم تو اونجا حالت تهوع بهت دست میده.
البته سعی کن باهاش دست ندی.

چونان زالویی شده ام که خون خود را می مکد.نه فربه میشوم نه نحیف.فقط زنده ام.لاشه ای متحرک!

ز گهواره تا گور …. اوضاع همینجوری ناجور…. 😀

_ دکتر مهتاب از کجا پیدات کرد؟
_……..حتما از داخل جوب
_ در حمامو برای چی قفل کردی؟
_……..همینجوری
_کارت سوختو مگه نداده بودی؟
_…….چرا خوب
_باید برای من مهم باشه میترسی؟
_…….نه خوب
_حالا چرا نمیری بنزین بزنی؟
_…….خوب آخه
چائیم یخ کرد

پیش تو جامه در برم، نعره زند که بردرم
                        آمدمت که بنگرم، گریه نمی‌دهد امان
                در برم،بر درم

تو که مرغ فلکی، منشین در قفسی

فاصله يه حرف ساده اس 
سلام به داداش گلم خوبي ايشالا ؟
اگه گفتي من الان کجام؟!

 دختر 21 ساله ای رو گفت که از پدرش حامله شده بود…وقتی ما قیافه هامون در هم رفت و پرسیدیم روستایی بودند ؟ گفت که پدر دختر آقای مهندس بوده! مادره میره برای زایمان دختر دیگه ش و منزل نبوده.استاد می گفت اومده بودند که اجازه ی سقط بگیرند و دختره تقریبا روانی شده بوده………

_درست زیر نوک سینه چپه….خیلی وقته نگاهش نکردی نه؟
_…….میدونم…ولی بهتره توجهی نکنم.

 دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
                          تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم
    حتی صدای نفسم میگه که تو قفسم
                   من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم
             دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن
                       نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن
 منو به بازی می گیرن عقربه های ساعتم
                           برگه تقویم می کنه لحظه به لحظه لعنتم
    آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن
                           نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن

کاش زودتر بارون پائیزی بیاد؛نه بخاطر اینکه روی تیرگی من بباره…فقط محض خنده!

بی فایده بود!هفته قبل سعی کردم تا لنگ ظهر بخوابم و زودترین تایمی که بیدار شدم 11:30 بود.قسم می خورم که اصلا بیات گوش نکردم،سعی کردم دسانسبلیزاسیونو رعایت کنم،به کامران وعلی زنگ زدم،چند روز قبلش قاعده بازیو تووی سینما دیدم،کاتتریسم قلب نداشتم،اپیستاکسیورو به روم نیاوردم،الکی به آپولون گیر ندادم،ولی هیچ فایده‌ای نداشت!بازم چائیم یخ میکنه!هنوزم خوب نیستم.

احمقانه است اگه فکر کنی برای کسی مهمه که چند شبه کابوس میبینی…واقعاً باید آدم احمق باشه همچین فکری کنی.مرگِ»آم بیشِن‌و«ندید اینو ببینه.

 

Can u find your way out?
What are u waiting for?
– hurrrrrry up

هنوز زنده است.

میگم کار ما شده دل شکوندن کسی باور نمیکنه
حرفها چقدر راحت آدمارو می رنجونه

نماز افزونی کار پیره‌زنان است
          روزه زیاده ازماه رمضان صرفه نان است
حج کردن تماشای جهان است
                    نان ده که نان دادن کار مردان است
ماه رمضون اومد…مبارک اونایی باشه که میدونن هیچی توی گشنه نگه داشتن شکم نیست.ما که کارمون شده دل شکوندن.
      گویند که ماه رمضان گشت پدید
من بعد بگرد باده نتوان گردید
 در آخر شعبان بخورم چندان می
         کاندر رمضان مست بیفتم تـــــــــــــــــــا عید

سریال راه بی پایان:داستان،شخصیتها و نامها دستکاری شده است.
من:داستان،شخصیتها ونامها برام کاملا آشنا وبغض آور.
تو:اینا همش فیلمه،ولی در کُل «غزل» چقدر خنگه.
بقیه:بهزاد دیگه کیه؟!؟

image169.jpg

باباش مسافرکشی میکرد،خودش خوابش برده بود،منم فضولیم گل کرد؛عکس قشنگی از آب دراومد.

مگه نه اینکه «خر»و می شناختی بهش شاخ ندادی؟ :-/
اوکی….هر جور راحتی. 😀

«BPH» شتری که در خونه همه مردها میشینه…حالا بابابزرگ من.

دانشگاه تهران تو کجا….چهارراه جمهوری تو کجا…سینما مرکزی و جمالزاده شماها کجا.

واسه چي «سماور» انقدر گرونه؟!

تو ذکر محراب منی..تو مهر و مهتاب منی..تو باده و ساغرمن..تو مستی ناب منی..بی تو دلم آروم نمیگیره..کبوتردل بی تو میمیره…امشب که مست باده نابم…مشتاق دیدار تو مهتابم..با اینکه من خوب میدونم…آدمی بی اصل و بُنم..بده اعجازی ای خدا……………….کاش میشد یه مدت بمیرم.

خدایــــــــــــــــــــــا میتونم بگم لعنت به موجودات دو پایی که ساختی؟؟

دلم بحال این نخبه های مملکت سوخت،برای دیدار با رهبر و رئیس جمهوردعوت شدن؛بازرسی بدنی شدن،تمام وسائل شخصیشون گرفته شده ،ازهفت خوان رستم گذشتن تا بتونن وارد سالن بشن …تازه در آخر احمدی نژاد بخاطر شرکت در جلسه سران غیر متعهدها تشریف فرما نشدن….باز صد رحمت به خودمون.اینجا که باید بگم خوب شد پزشکی خوندم….حداقل ارزشم بیشتر از این نخبه هاست.تازه فردا کی یادش میمونه کی نخبه بود…عزیزم برو درستو بخون.نخبه بودی؟!؟تموم شد.

 

آوارگی نخبه ها پشت در سالن اجلاس.

« Older entries Newer entries »